![]() |
![]() |
|
|
نه با باد
نه با ابر که با زمان خواهم رفت هم از آنگونه که ابلهانه دست در دست زمان از کودکی آمدم به سوی مرگ خواهم رفت تو هم با من بیا پس از مرگ کودکی زیبا خواهیم شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 11:28 AM توسط علیرضا |
|
|
دارا رو دار زدن
سارا رو سنگ زدن دخترم زجه ميكرد پسرم نعره ميزد: دارا و سارا رو انگ زدن توي ميدون شهر به اونا ننگ زدن يكي اون طرف داد ميكشيد دارا و سارا عروسكاي زيبا يكي اون گوشه شهر جار ميكشيد دارا و سارا اعدامياي فردا. ميون اين عربده ها بچه ها بزرگ ميشن اونا رم دار ميزنن سنگ ميزنن. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 مرداد1386ساعت 11:35 PM توسط علیرضا |
|
|
من من نیستم
من زن نیستم من مرد نیستم من مرز نیستم من زن مرد مرز من از انسان از آفریدگار خدای من از معبد و معبود و عابد مقصد و مقصود و قاصد بیزارم من شرمسارم شرمسار تو شرمسار او شرمسار زمین شرمسار سما شرمسار واژه ای نمیدانم چیست... گم شدم گم شد فراموش شدیم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 1:22 PM توسط علیرضا |
|
|
به خاطر بامدادي كه ديگر بر ما نمي تابد : احمد شاملو
من : من يكي بودم او : او يكي بود ما ، هركدام يكي بوديم ما ، همه يكي بوديم آمده بوديم همه با هم ، تو بشويم توبه شويم تو : تو نبودي تو ، ما همه بودي تو : تو ديگر نيستي ما : ما تو نشديم جاي تو خاليست هنوز. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 11:53 AM توسط علیرضا |
|
|
ما انسانيم
انسانهاي كوچك انسانهاي كوچك لقمه هاي كوچك مي گيرند و بچه هاي كوچك به دنيا مي آورند.
آري من انساني كوچكم اما روحي بزرگ دارم و عشقي سپيد براي نبرد با قلبهاي سياه دارم. من چونان پنجه اي از الماس صدايم را بر ميناي سرد آسمان مي كشم: الا من با شمايم بزرگ لقمه گان: مرگ ريشه معادله درجه يك زندگي و عشق عددي به توان N است. و ضرب عشق و مرگ سمفوني زندگي است.
ما انسانهاي كوچك پخش صوتهاي كوچكي داريم كه هميشه نواي سمفوني هاي بزرگ از آنها بر مي خيزد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 تیر1386ساعت 10:22 AM توسط علیرضا |
|
|
دموکراسی وقتی مرد
که خدایان را خدای واحد گردن زد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 10:42 AM توسط علیرضا |
|
|
- نمی بینی؟
من ، می بینم: آن بالا درست در راستای عمود بر من چرخ می خورند دو کرکس. ـ نمی بینی؟ من ، می بینم: آن بالا بر شاخه های خشک خزانی هلهله می کنند کلاغان سیاه. ـ نمی بینی؟ من ، می بینم: این پایین بر خاک خشک چاک خورده تکان نمی خورم، تنها، نفس میکشم.
نمی بینم؟ می بینم می بینم: دو کرکس از ارتفاعی بعید در چشمان من سقوط می کنند. نمی بینند؟ می بینند: کلاغان سیاه بر سفره شان می نشینند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 11:31 AM توسط علیرضا |
|
|
دوستان من دگر
هفت سنگ روی هم نمی چینند دوستان من امروز هفتاد سنگ بر دوش می کشند دوستان من دگر ذغال پشت لبان خود نمی کشند دوستان من امروز تیغ بر صورت خود می زنند.
هیچ کس با من لی لی بازی نمی کند من از خان هشتم گذشتم دیگر هیچگاه طعم ترش ذغال اخته جای طعم تلخ سیگارم را نمی گیرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 8:40 AM توسط علیرضا |
|
|
سگان ماغ می کشند و
گاوان پارس می کنند: که سال ، سال قحطی است ضجه می کشند سگان گرسنگی را و نعره می کشند گاوان شکمبارگی را. می نویسم نومید و جسور خزان انسان را. وقتی مرد زرد می شود و عشق درد می شود. وقتی هر شب دلهره ایست برای فردا و هر صبح افسوسی ست برای دیروز. وقتی هر چشم می خندد به هزار ریا و هر دست حلقه می شود به هر بازو و هر جا. وقتی پای تو آوار می شود بر سر هر برگ و تو نمی دانی پا بر چه می گذاری تنها خش خشی زیباست. دشنام دشنام بر تو دشنام بر من دشنام. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 10:35 AM توسط علیرضا |
|
|
باز هم کرم ها آمدند
نفرت از سرحد جنون میگذرد نگاه ها می سوزند و انسانها در اعماق چای غرق می شوند.
گویی بهار برای همه سبز است مگر من که کوهستانم گلهای زرد میدهد و خیابانهای شهرم تابلوهای ممنوع می زاید غرق در اعماق چای در پشت تابلویی ممنوع سیگاری با حسرت نگاه می افروزم و به غلظت نفرت جنونی ام تفی بر زن تابلوی سکوت می اندازم و فلسفه می بافم: در همه جا باید پایگاه ها ایستگاه شوند حتی در وطنم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 11:20 AM توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فقط 9 ماه طول کشید تا به دنیا اومدم
یک عمر طول میکشه تا بمیرم تولدم اونقدرها که مرگم سخته، سخت نبود وقتی به دنیا اومدم جز خودم هیچ کس گریه نکرد وقتی بمیرم جز خودم همه گریه میکنند. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
به فرياد سكوت من گوش فرا دهيد مهستان حضور خلوت انس رويايي منيرو رواني پور صادق هدايت ا.بامداد حسين پناهي ايران آزاد ميناي زير آب رضا مقصدي ع-وريا pain painting ساقي قهرمان پسري به نام سگ |
|
RSS
|